

دگرجنرال، شهید محی الدین خان غوری
شهید دگرجنرال محترم محیالدین خان غوری در سال ۱۳۳۷ هجری خورشیدی، در قریهٔ چشمهمیرانِ ولسوالی تیوره، ولایت غور، دیده به جهان گشود. او در سال ۱۳۵۸ از پوهنځی پیادهٔ حربیِ پوهنتون فارغ گردید. پس از فراغت، به حیث قوماندان بلوک اولِ تولی دومِ کندک اولِ غند ۷۶ در ولایت وردک تعیین شد و مدتی بعد، به عنوان قوماندان تولی دوم همین کندک ایفای وظیفه نمود. وی در سال ۱۳۶۰ هجری خورشیدی به صفت رئیس ارکان کندک بامیانِ فرقهٔ ۸ پیاده مقرر گردید و در سال ۱۳۶۲ به حیث قوماندان کندک دومِ غند ۷۲ ایفا


از پرستو تا من، صنم عنبرین؛ تازه های کتاب
من این مجموعه را نیز به بانوان سرزمینم تقدیم میکنم؛ به زنانی که ایستادن را آموختهاند، حتی وقتی زمین زیر پایشان ناهموار بوده است. به آنان که برای حق تحصیل میکوشند، برای حق دانستن، برای حق پرسیدن. به آنان که با کهنهاندیشیها، با اندیشهای سنجیده و ژرف مبارزه میکنند؛ با آگاهی، با شکیبایی، با استدلال و با نوری که از ذهنشان میتابد. اگر در این دفتر اندوهی است، از جنس حقیقت است. و اگر از عشق گفتهام، از جنس شماست. من باور دارم آینده از دل آگاهی میروید. و این شعرها، هرچند کوچ


زندگینامه الحاج سید فقیر شاه رحمهالله علیه
الحاج سید فقیر شاه رحمهالله علیه الحاج سید فقیر شاه فرزند الحاج سید احمد شاه، فرزند سید خطیب شاه، فرزند سید الف شاه، در سال ۱۳۱۵ هجری شمسی مطابق با دوازدهم ربیعالاول سال ۱۳۵۵ هجری قمری در خانوادهای اصیل، متدین، اهل معرفت و از سادات گرامی چشم به جهان گشود. خاندان ایشان از چندین نسل پیش، به دینداری، تصوف و عرفان شهره بودند و چهار نسل از نیاکان وی در سلک اهل طریقت و سلوک قرار داشتند و پیرو طریقه قادریه، منسوب به حضرت شیخ عبدالقادر جیلانی رحمهالله علیه بودند. الحاج سید فقیر


زندگینامۀ عالم ربانی و عارف وارسته مرحوم مولانا شیخالحدیث و التفسیر مولوی سید مظهر رحمهالله علیه
زندگینامۀ عالم ربانی و عارف وارسته مرحوم مولانا شیخالحدیث و التفسیر مولوی خطیب سید محمد مظهر رحمهالله علیه. در تاریخ پرفراز و نشیب سرزمین غور و هرات، همواره شخصیتهایی ظهور کردهاند که با نور علم، تقوا و اخلاص، دلهای مشتاقان حقیقت را روشن ساختهاند. در میان این چهرههای تابناک، نام عالم ربانی، خطیب توانا و مربی دلسوز، مرحوم مولانا شیخالحدیث و التفسیر مولوی سید مظهر رحمهالله علیه جایگاهی درخور احترام و یادکرد دارد. آن مرحوم در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی در قریهٔ خواجهها از مربوط


نقد رمان چاه ونقره استاد نیلوفر نیکسیر
بررسی عناصر داستانی در رمان چاه نقره: (پیرنگ، شخصیت و شخصیت پردازی،زاویه دید، صحنه و صحنه پردازی) (نیلوفر نیکسیر) مقدمه داستان معاصر در افغانستان، درختی نه چندان گشن بیخ است و این درخت همواره در معرض بادهای مخالف قرار گرفته، قد خم کرده و اما نشکسته است و روایتهایی را در شاخ و برگ و ریشههایش دارد. اگر به سیر داستان معاصر درکشور بنگریم، نامهای درخشانی را میبینیم که روایتگری کرده و در یک مقطع تاریخی خوش درخشیده اند و بسا از نامها را نیز داریم که مدتی نوشته و فع


اندر منقبت یک روشنروان، مستمند غوری
استاد غلام نبی روان بسم الله الرحمن الرحیم اندر منقبت یک روشنروان به روشنروانی برآور دمی که یک مرد دانا به از عالمی انسانهای فرزانه و فرهیخته در حقیقت ثروت مملکتاند و سرمایۀ بزرگ ملت، آنها عزیز اند و محترم؛ زیرا محترم بودن نتیجۀ یک عمر لیاقت اندوختن است. در میان رجل برجسته و شخصیتهای لایق و شایستۀ معاصر، دوست ارجمند جناب استاد حاجی غلام نبی روان است. استاد روان فرزند میرزا حبیب خان ابن سردار سادات خان ابن سردار سربلند خان فیروزکوهی است که در سال 1338 هجری شمسی در قریۀ ز





.png)










































