

شعری از حاجی عبدالظاهر رفیق برای نادم
درخشان چهره ات نور خدائی به سیمایت نشان پیشوائی هزاران دادبیداد دار فانی بسی غدار و دون و بی بقائی که روحت شاد باد(نادم) به جنت خدا گیرد ترا با لطف و رحمت فروزان مشعل زیبا ی غوریان ایا ای مرد نیک والا به خدمت
نویسنده: مدیر سایت
1 min read


شعر از قاضی صاحب مستمند برای نادم
عجب مرد مسلمان بود نادم نکو کار و قدر دان بود نادم سخنوربود وهم خوش خطّ وخوشخوی سراپا علم وعرفان بود نادم فروتن بود وخیر اندیش ودلجوی چوخورشید فروزان بود نادم تبسم برلبش چون نقش می بست گلستان درگلستان بود نادم به هنگام نگاه نافذ خویش چونرگس بودو ریحان بودنادم سیادت از جبینش بود پیدا یقینا پور "حیران" بود نادم ببخشاید خدایش باغ رضوان که خُلقش مثل رضوان بود نادم فراقش میزند آتش به جانم شفیق مستمندان بود نادم
نویسنده: مدیر سایت
1 min read


تیمنی های دولتیار در اسناد قدیمی دولتی، نبی ساقی
تیمنی های دولتیار در اسناد قدیمی دولتی نویسنده: نبی ساقی ۲ نومبر ۲۰۲۶ اقوام معمولاً خودشان را به طوایف گوناگون تقسیم میکنند. در اینجا، وارد بحث قومیت درغور نمیشوم؛ چراکه در این باب، در جاهای دیگر نوشتهام. از نظر طوایف و قبایل، مردمان ساکن در غور، امروزه عموماً به چهار طایفه بزرگ تقسیم میشوند: تیمنیها، فیروزکوهیها، مرغابیها و هزارهها که البته چهارمی قوم است نه طایفه. طوایف دیگری نیز در غور حضور دارند؛ اما عموماً غوریهای امروزی به همین چهار دسته منتسب هستند که هرکدام
نویسنده: مدیر سایت
7 min read
















































